جشنواره گل و گیاه در دیزنی لند (فلوریدای آمریکا)
بانوان نامدار ایران
ماندانا ماندانا دختر آژی دهاک

دست داریم تا دست
شعری از صائب
خر ما از کرگی دم نداشت
فغان از صاحب خر برخاست که ” تاوان بده !”
مرد به قصد فرار به کوچه یی دوید، بن بست یافت.
خود را به خانه ایی درافکند.
زنی
آن جا کنار حوض خانه چیزی می شست و بار حمل داشت (حامله بود). از آن هیاهو
و آواز در بترسید، بار بگذاشت (سِقط کرد). خانه خدا (صاحبِ خانه) نیز با
صاحب خر هم آواز شد.
مردِ گریزان بر بام خانه دوید. راهی نیافت، از بام به کوچه ایی فروجست که در آن طبیبی خانه داشت.
جوانی
پدر بیمارش را به انتظار نوبت در سایه دیوار خوابانده بود؛ مرد بر آن پیر
بیمار فرود آمد، چنان که بیمار در حای بمُرد. پدر مُرده نیز به خانه خدای و
صاحب خر پیوست!
مَرد، هم چنان گریزان، در سر پیچ کوچه با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و بر زمینش افکند. پاره چوبی در چشم یهودی
رفت و کورش کرد. او نیز نالان و خونریزان به جمع متعاقبان پیوست!
مردگریزان،
به ستوه از این همه، خود را به خانه قاضی افکند که ”دخیلم!“. قاضی در آن
ساعت با زن شاکیه خلوت کرده بود. چون رازش فاش دید، چاره رسوایی را در
جانبداری از او یافت و چون از حال و حکایت او آگاه شد، مدعیان را به درون
خواند.
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم
به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور
داستان ماهیگیری
مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:”عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادابرویم”
We’ll be gone for a week. This is a good opportunity for me to get that Promotion I’v been wanting, so could you please pack enough Clothes for a week and set out
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقائ شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن
my rod and fishing box, we’re Leaving From the office & I will swing by the house to pick my things up” “Oh! Please pack my new blue silk pajamas.”
ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار
The wife thinks this sounds a bit fishy but being the good wife she is, did exactly what her husband asked.
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد..
The following Weekend he came home a little tired but otherwise looking good.
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.
The wife welcomed him home and asked if he caught many fish?
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه؟
He said, “Yes! Lots of Salmon, some Bluegill, and a few Swordfish. But why didn’t you pack my new blue silk pajamas like I asked you to Do?”
مرد گفت :”بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی؟”
You’ll love the answer…
جواب زن خیلی جالب بود…
The wife replied, “I did. They’re in your fishing box…..”
زن جواب داد: لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم.
عیدانه
اشعاری در وصف عید سعید فطر
عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا
یک ماه تمام مهیمانت بودیم
یک روز به مهمانی این خانه بیا
قیصرامین پور
انتخاب رشته توسط فارغ التحصیلان شریف
مشاوره انتخاب رشته
گروه آموزشی شریف با سالها سابقه در زمینه تدریس خصوصی وانتخاب رشته وبا تکیه بر قوی ترین مشاوران و دانشجویان صنعتی شریف امسال نیز در تمام زیر گروهها با استفاده از نرم افزار هوشمند و بکارگیری رتبه های برتر دانشگاهها خدمات مشاوره ای انتخاب رشته ارائه می دهد
توسط پل های ارتباطی زیربا ما در ارتباط باشید:
1-جهت رزرو با شماره 66927667 یا0912375884تماس بگیرید
2-ارسال اینترنتی کارنامه به ادرس
sharif-moshavere@yahoo.com
تصاویر قدیمی از مدینه منوره
نمایی از خانه کعبه
کدام بیشتر جلب توجه میکند قبله مسلمانان جهان یا برج ساعت ؟
سفر ديگري به كانادا(1)
-1-
يگانگي در چندگانگي
كساني كه از تهران با خطّ هوائي بريتانيا (BA) عازم كانادا مي شوند, بايد در لندن تغيير هواپيما بدهند, كه اين مستلزم جند ساعتي توقّف در فرودگاه است.
در همين مرحلة نخست سفر, در فرودگاه با منظره اي روبرو مي شويد كه هم تماشائي و هم معنيدار است. براي انتقال به بخش ترانزيت, بايد احتياط هاي امنيّتي صورت گيرد. بدين سبب با صف بلندبالائي از مسافران روبرو ميگرديد كه پشت گردن, ساك به دست, از چهار گوشة دنيا آمدهاند؛ با چهرهها و لباسهاي متفاوت, و لازم است به اثبات برسانند كه «خرابكار» نيستند.
نماز تراویح چیست
نماز تراویح در مسجد بزرگ شیخ زاید
تضمین در اصطلاح ادبی
تضمین
تضمین از آرایههای ادبی و به معنی آوردن آیه، حدیث، یا سخن مشهور در بین سخن است. همچنین، اگر شاعر، تمامی مصراع یا بیتی را از شاعری دیگر در سخن خود بیاورد، تضمین خوانده میشود. اگر شاعر یا نویسندهای مثلی را که پیش از وی رواج داشته، در میان نوشته یا سروده خود بیاورد نیز تضمین خوانده میشود.
صنعت
تضمین با ایجاد تنوع، به آرایش سخن کمک میکند. همچنین، تضمین پدیدآورنده
ایجاز در سخن است و آگاهی شاعر را از قلمروهای گوناگون کلام نشان میدهد.
در زمانی که شاعر، سخن یا شعر معروفی را تضمین کند، معمولاً نام سراینده یا
گوینده نوشته نمیشود. اما اگر شعر یا سخن مشهور نباشد، عموماً نام
سراینده یا نویسنده سخن نیز ذکر میگردد. تضمین هنری یا تضمین طبیعی در
نهایت ایجاز انجام میپذیرد.
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوریسرشت شیوهٔ جنات تجری تحتها الأنهار داشت
در بیت بالا، حافظ بخشی از آیهٔ هشتم سورهٔ بینه را در کلام خویش عیناً به کار بردهاست، که در اینجا تضمین هنری به شمار میآید.
تضمین هاتف از غزل عراقی:
مه من نقاب بگشا، ز جمال کبریایی که بتان فروگذارند، اساس خودنمایی
شده انتظارم از حد، چه شود ز در درآیی؟ «ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
چه کنم؟ جز این نباشد، گل باغ آشنایی»
چو بنای کار عاشق، همه سوز و ساز دیدم ره حسن وعشق یکسر، به نیاز و ناز دیدم
زجهانیان گروهی، به رَه ٍ مجاز دیدم « به قمارخانه رفتم، همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم، همه زاهد ریایی»
ز حدوث پاک گشتم، به قدَم رَهَم ندادند ز وجود هم گذشتم، به عدم رهم ندادند
به کنشت سجده بردم، به صنم رهم ندادند « به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی؟ که درون خانه آیی»
فرق تضمین و اقتباس در این است که در تضمین، مصراع و یا بیتی از شاعری را در شعر خویش جای میدهند به صورتی که واضح و آشکار که بوی سرقت از آن نیاید؛ ولی در صنعت اقتباس، شاعر و نویسنده در ضمن کلام و شعر خویش حدیث، آیه، مثل و یا گفتهی مشهوری را بیاورد و به گونهای نشان دهد که مأخذ گفتارش کجاست.



کاغذ باد یعی باد بادک ،شاعران عصر صفوی این واژه را بکار می بردند