ساختمان های عجیب


ادامه نوشته

جشنواره گل و گیاه در دیزنی لند (فلوریدای آمریکا)

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

ادامه نوشته

بانوان نامدار ایران


از آنجا که بزرگترین کتابخانه‌های ملی و تاریخی و علمی ایران (جندی شاپور -کسروی) توسط اعراب به آتش کشیده شد و هزاران کتاب ایرانی به گفته مورخ و جامع شناس بزرگ عرب (ابن خلدون) نابود شد و به دریا ریخته شدند و بسیاری از بزرگان این سرزمین گمنام ماندند و اثری از آنان یافت نشد ولی با همه فراز و نشیب‌های یورش اسکندر گجستک و یورش اعراب بدوی هنوز نام شیرزنان بزرگی از سرزمین مقدس ایران برای ما به جای مانده است که گوشه‌ای از نام و جنگاوری‌هایشان را در اینجا از نظر خواهید گذراند.


ماندانا ماندانا دختر آژی دهاک

ادامه نوشته

دست داریم تا دست

گاهی چشمها به سوی دست توست
 

دستت را دست کم نگیر . . .

عکس زیبا و دیدنی


عکس های بسیار فوق العاده و واقعا دیدنی

شعری از صائب

چه داند آن ستمگر قدر دل هاي پريشان را؟
که سازد طفل بازيگوش کاغذباد قرآن را
اگر چون ديگران شمعي ز دلسوزي نمي آري
چراغان کن ز نقش پاي خود خاک شهيدان را
رسايي داشتم چشم از شب وصلش، ندانستم
که در ايام موسم کعبه سازد جمع دامان را
زليخا چون کشد بر روي يوسف نيل بدنامي؟
که گردد چاک تهمت، صبح صادق، پاکدامان را
ندارد حاصلي غير از ندامت حيله اخوان
به پيه گرگ نتوان زشت کردن ماه کنعان را
به اميد چه عاشق از خط تسليم سرپيچد؟
که از کس نيست اميد شفاعت صيد قربان را
به غور حسن نتواند رسيدن چشم کوته بين
ز يوسف بهره اي غير از گراني نيست ميزان را
ز جمعيت کف افسوس باشد حاصل ممسک
که از درياي گوهر، باد در دست است مرجان را
چو داغ لاله از زير سياهي برنمي آيد
لب جان بخش او تر ساخت از بس آب حيوان را
به دريا صد گريبان چاک دارد از صدف صائب
کجا سوزد به خار خشک ما دل ابر نيسان را؟

خر ما از کرگی دم نداشت

مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون کشیدن آن درمانده. مساعدت را (برای کمک کردن) دست در دُم خر زده قُوَت کرد (زور زد). دُم از جای کنده آمد.

فغان از صاحب خر برخاست که ” تاوان بده !” 
مرد به قصد فرار به کوچه یی دوید، بن بست یافت.

خود را به خانه ایی درافکند.

زنی آن جا کنار حوض خانه چیزی می شست و بار حمل داشت (حامله بود). از آن هیاهو و آواز در بترسید، بار بگذاشت (سِقط کرد). خانه خدا (صاحبِ خانه) نیز با صاحب خر هم آواز شد. 

مردِ گریزان بر بام خانه دوید. راهی نیافت، از بام به کوچه ایی فروجست که در آن طبیبی خانه داشت.

جوانی پدر بیمارش را به انتظار نوبت در سایه دیوار خوابانده بود؛ مرد بر آن پیر بیمار فرود آمد، چنان که بیمار در حای بمُرد. پدر مُرده نیز به خانه خدای و صاحب خر پیوست!

مَرد، هم چنان گریزان، در سر پیچ کوچه با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و بر زمینش افکند. پاره چوبی در چشم یهودی

رفت و کورش کرد. او نیز نالان و خونریزان به جمع متعاقبان پیوست! 

مردگریزان، به ستوه از این همه، خود را به خانه قاضی افکند که ”دخیلم!“. قاضی در آن ساعت با زن شاکیه خلوت کرده بود. چون رازش فاش دید، چاره رسوایی را در جانبداری از او یافت و چون از حال و حکایت او آگاه شد، مدعیان را به درون خواند. 


ادامه نوشته

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش


اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
     چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم



    به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
    به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور


  

ادامه نوشته

داستان ماهیگیری



A man called home to his wife and said, “Honey I have been asked to go fishing up in Canada with my boss & several of his Friends.

مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:”عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادابرویم”

We’ll be gone for a week. This is a good opportunity for me to get that Promotion I’v been wanting, so could you please pack enough Clothes for a week and set out

ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقائ شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن

my rod and fishing box, we’re Leaving From the office & I will swing by the house to pick my things up” “Oh! Please pack my new blue silk pajamas.”

ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار

The wife thinks this sounds a bit fishy but being the good wife she is, did exactly what her husband asked.

زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد..

The following Weekend he came home a little tired but otherwise looking good.

هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.

The wife welcomed him home and asked if he caught many fish?

همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه؟

He said, “Yes! Lots of Salmon, some Bluegill, and a few Swordfish. But why didn’t you pack my new blue silk pajamas like I asked you to Do?”

مرد گفت :”بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی؟”

You’ll love the answer…

جواب زن خیلی جالب بود…

The wife replied, “I did. They’re in your fishing box…..”
زن جواب داد: لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم.

بدون شرح


عیدانه


اشعاری در وصف عید سعید فطر





عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا
یک ماه تمام مهیمانت بودیم
یک روز به مهمانی این خانه بیا

قیصرامین پور


عید مبارک


انتخاب رشته توسط فارغ التحصیلان شریف

مشاوره انتخاب رشته

گروه آموزشی شریف با سالها سابقه در زمینه تدریس خصوصی وانتخاب رشته وبا تکیه بر قوی ترین مشاوران و دانشجویان صنعتی شریف امسال نیز در تمام زیر گروهها با استفاده از نرم افزار هوشمند و بکارگیری رتبه های برتر دانشگاهها خدمات مشاوره ای انتخاب رشته ارائه می دهد

توسط پل های ارتباطی زیربا ما در ارتباط باشید:

1-جهت رزرو با شماره 66927667 یا0912375884تماس بگیرید

2-ارسال اینترنتی کارنامه به ادرس

sharif-moshavere@yahoo.com   

 

ادامه نوشته

تصاویر قدیمی از مدینه منوره


ادامه نوشته

سنگهای شناور


ادامه نوشته

نمایی از خانه کعبه


 کدام بیشتر جلب توجه میکند قبله مسلمانان جهان یا برج ساعت ؟

ادامه نوشته

سفر ديگري به كانادا(1)



-1-

 

يگانگي در چندگانگي

كساني كه از تهران با خطّ هوائي بريتانيا (BA) عازم كانادا مي شوند, بايد در لندن تغيير هواپيما بدهند, كه اين مستلزم جند ساعتي توقّف در فرودگاه است.

در همين مرحلة نخست سفر, در فرودگاه با منظره اي روبرو مي شويد كه هم تماشائي و هم معني‌دار است. براي انتقال به بخش ترانزيت, بايد احتياط هاي امنيّتي صورت گيرد. بدين سبب با صف بلندبالائي از مسافران روبرو مي‌گرديد كه پشت گردن, ساك به دست, از چهار گوشة دنيا آمده‌اند؛ با چهره‌ها و لباس‌هاي متفاوت, و لازم است به اثبات برسانند كه «خرابكار» نيستند.

ادامه نوشته

نماز تراویح چیست

تراویح لغتی عربی است و به نمازهایی اطلاق می‌شود که مسلمانان سنی در شب‌های ماه رمضان به جماعت می‌خوانند. این نماز پس از نماز عشاء خوانده می‌شود. در بین اهل سنت رسم است که هر شب یک جزء قرآن را در این نمازها تلاوت کنند تا در پایان ماه رمضان، قرآن ختم شود.نماز تراویح بیست رکعت است اما پس از هر دو رکعت سلام داده می‌شود، که پس از هر چهار رکعت استراحت (ترویحه) انجام می‌شود و از این رو آنرا نماز تراویح مینامند. ترویحه، وقفه کوتاهی است که از آن برای خواندن دعا یا اذکار استفاده می شود. نماز تراویح در مساجد اهل سنت در کشورهای مختلف برگزار می‌شود.هر ساله در ماه رمضان جمعیت بسیاری برای شرکت در نماز تراویح مسجدالحرام در مکه و مسجد نبوی در مدینه جمع می‌شوند.

نماز تراویح در مسجد بزرگ شیخ زاید



ادامه نوشته

تضمین در اصطلاح ادبی

مشكل زيبايي اين است كه گويا ثروتمند به دنيا آمده اي و به تدريج فقير ميشوي.

تضمین

تضمین از آرایه‌های ادبی و به معنی آوردن آیه، حدیث، یا سخن مشهور در بین سخن است. هم‌چنین، اگر شاعر، تمامی مصراع یا بیتی را از شاعری دیگر در سخن خود بیاورد، تضمین خوانده می‌شود. اگر شاعر یا نویسنده‌ای مثلی را که پیش از وی رواج داشته، در میان نوشته یا سروده خود بیاورد نیز تضمین خوانده می‌شود.


صنعت تضمین با ایجاد تنوع، به آرایش سخن کمک می‌کند. همچنین، تضمین پدیدآورنده ایجاز در سخن است و آگاهی شاعر را از قلمروهای گوناگون کلام نشان می‌دهد. در زمانی که شاعر، سخن یا شعر معروفی را تضمین کند، معمولاً نام سراینده یا گوینده نوشته نمی‌شود. اما اگر شعر یا سخن مشهور نباشد، عموماً نام سراینده یا نویسنده سخن نیز ذکر می‌گردد. تضمین هنری یا تضمین طبیعی در نهایت ایجاز انجام می‌پذیرد.
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری‌سرشت         شیوهٔ جنات تجری تحتها الأنهار داشت

در بیت بالا، حافظ بخشی از آیهٔ هشتم سورهٔ بینه را در کلام خویش عیناً به کار برده‌است، که در این‌جا تضمین هنری به شمار می‌آید.

تضمین هاتف از غزل عراقی:
مه من نقاب بگشا، ز جمال کبریایی         که بتان فروگذارند، اساس خودنمایی
شده انتظارم از حد، چه شود ز در درآیی؟         «ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ جز این نباشد، گل باغ آشنایی»

چو بنای کار عاشق، همه سوز و ساز دیدم         ره حسن وعشق یکسر، به نیاز و ناز دیدم
زجهانیان گروهی، به رَه ٍ مجاز دیدم         « به قمارخانه رفتم، همه پاک‌باز دیدم

چو به صومعه رسیدم، همه زاهد ریایی»

ز حدوث پاک گشتم، به قدَم رَهَم ندادند         ز وجود هم گذشتم، به عدم رهم ندادند
به کنشت سجده بردم، به صنم رهم ندادند         « به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند

که تو در برون چه کردی؟ که درون خانه آیی»

فرق تضمین و اقتباس در این است که در تضمین، مصراع و یا بیتی از شاعری را در شعر خویش جای می­دهند به صورتی که واضح و آشکار که بوی سرقت از آن نیاید؛ ولی در صنعت اقتباس، شاعر و نویسنده در ضمن کلام و شعر خویش حدیث، آیه، مثل و یا گفته­ی مشهوری را بیاورد و به گونه­ای نشان دهد که مأخذ گفتارش کجاست.